چگونه از بازاریابی دیجیتال برای تحول در کسب و کارتان استفاده کنید

استفاده از دیجیتال مارکتینگ در کسب و کار

آیا توانسته اید کسب و کارتان را همگام با جدیدترین تکنولوژی ها به روزرسانی کنید؟ آیا وبسایت خود را حداقل هر ۶ ماه یکبار به روز رسانی می کنید؟ برای بعضی از کسب و کارها، رو آوردن به تکنولوژی های جدید به معنای شکست است. مشتریان شما غالبا در اینترنت به دنبال سایت هایی هستند […]

توسط حمید محمودزاده -

به روزرسانی شده در ۱ آذر ۱۳۹۹ -

زمان مطالعه 3 دقیقه

بازاریابی > روش‌های افزایش فروش

آیا توانسته اید کسب و کارتان را همگام با جدیدترین تکنولوژی ها به روزرسانی کنید؟ آیا وبسایت خود را حداقل هر ۶ ماه یکبار به روز رسانی می کنید؟ برای بعضی از کسب و کارها، رو آوردن به تکنولوژی های جدید به معنای شکست است. مشتریان شما غالبا در اینترنت به دنبال سایت هایی هستند که آنها را به خرید آسان از طریق اینترنت هدایت می کنند، پس چرا شما به جمع این سایت ها اضافه نمی شوید؟

سال ها پیش اگر از کسی می پرسیدید بهترین دوربین و یا نگاتیو عکاسی مربوط به کدام کمپانی است، بدون شک کداک را معرفی می کردند. اما امروزه دیگر اثری از این برند نیست. چرا؟ زیرا این برند همراه با تغییرات بازار و پیشرفت تکنولوژی، تغییری نکرد و بخش عمده ای از مشتریان خود را از دست داد. تا اینکه در نهایت در سال ۲۰۱۲ اعلام ورشکستگی کرد. این شرکت در اولین قدم اقدام به اخراج برخی کارمندان نمود، کارمندانی که جزو سرمایه های انسانی آن بودند و اخراج آنها هیچ بازگشت سرمایه ای در پی نداشت.

اگر تعداد نیروهای بخش بازاریابی کاهش یابد، ادامه کار سخت می شود. بازاریابان مسئول وارد کردن محصول شما به بازارهستند. آنها کسب و کار سهامداران را تحت تاثیر قرار می دهند. آگاهی از برند شما را بالا می برند و غالبا با فعالیت هایشان منجر به عقد قرارداد می شوند.

شما اگر از میزان اثربخش بودن کمپین های بازاریابی خود اطلاعی نداشته باشید، نمی توانید کسب و کارتان را ارزیابی کنید.

اجازه بدهید در ابتدا به سراغ بخش فروش برویم. بخشی که فشار کاری بسیاری را تحمل می کنند. آنها همواره برای انعقاد قرارداد تلاش می کنند. به خصوص وقتی میزان دستمزدشان به تعداد قراردادهایی که منعقد می کنند، وابسته باشد.

اما هیچ دلیلی وجود ندارد که تیم بازاریابی نیز همینطور عمل کند.

بر اهدافتان تمرکز کنید

برای اینکه تیم بازاریابی شما نیز قدرت را به دست بگیرد، باید سعی کنید تمرکز خودتان را بر اهداف با اهمیت معطوف کنید تا بتوانید درنهایت فروش را بالا ببرید و بازگشت سرمایه (ROI) را ثابت نگه دارید. می توانید برای پیش بردن این اهداف در هرمرحله از قیف فروش از راهکارهای متعدد استفاده کنید. به عنوان مثال:

بالای قیف فروش (TOFU):

اگر وبسایت شما به افزایش ترافیک نیاز دارد، می توانید از تکتیک هایی مانند وبلاگ نویسی، بهینه سازی موتورهای جستجوگر و فعالیت در شبکه های اجتماعی استفاده کنید.

میانه قیف (MOFU):

وبلاگ ها کمک بسیار زیادی به جذب مشتری می کنند اما نمی توانند در میزان خرید مشتریان شما تاثیر قابل توجهی داشته باشند. برای تبدیل بازدیدکننده وبلاگ به سرنخ در بخش میانه قیف می توانید از کتاب های الکترونیکی و وبینارها استفاده کنید.

پایین قیف (BOFU):

زمانی که سرنخ های شما وارد قسمت پایین قیف می شوند، این یعنی آنها آماده خرید هستند و تنها سوالی که باقی می ماند این است که «از چه کسی باید خرید کرد؟». این بهترین فرصت برای بازاریابان است تا مشتریان احتمالی واجد شرایط برای ورود به کاریز فروش را با استفاده از تکنیک هایی همچون ارسال ایمیل های پرورش سرنخ و مطالعات موردی شناسایی کنند.

اما زمانی اهداف بازاریابی مهم هستند که این بخش با تدوین یک استراتژی موثر بتواند هزینه ها را به سود تبدیل کند و بر رشد کسب و کار شما تاثیر بگذارد.

هدف گذاری به روش اسمارت

لازم است بدانید که اهداف شما باید قابل اندازه گیری باشند و به شما اجازه بدهند تا استراتژی مخصوص به آنها را تعریف کنید. اهداف قابل اندازه گیری کمک می کنند تا به راحتی بتوانید اثربخش بودن استراتژی های خود را بسنجید و به میزان پیشرفت کسب و کارتان پی ببرید.

با این حال، توجه داشته باشید که اگر اهداف شما واقع بینانه نباشند، بی فایده خواهند بود. به همین خاطر است که می گوییم اهداف اسمارت اهمیت ویژه ای دارند. در ادامه، شما می توانید با شیوه تنظیم اهداف اسمارت آشنا شوید:

هدف را مشخص کنید (Specific):

یک هدف واقعی را برای مدت زمان مشخص تنظیم کنید.

هدف شما باید قابل اندازه گیری باشد (Measurable):

مطمئن باشید که می توانید هدفتان را دنبال کنید.

هدفتان باید دست یافتنی باشد (Attainable):

اگرچه شما برای رسیدن به اهداف با چالش هایی روبرو هستید اما این اهداف باید دست یافتنی باشند.

هدف شما باید واقع گرا باشد (Realistic):

با خودتان صادق باشید، ببینید آیا تیم شما قادر است به آن هدف دست یابد یا خیر؟ آنها را به چالش دعوت کنید.

برای دستیابی به هدفتان زمان تعیین کنید (Time-bound):

برای خودتان محدوده زمانی مشخص کنید، گاهی اوقات عدم موفقیت شما در طی مسیر، به اندازه کافی مشخص نیست.

همین امروز از اعضای تیم خود بخواهید که سردرگمی را کنار بگذارند و برای خودشان هدف تعیین کنند. حتی اگر لازم است برای آنها یک الگوی مشخص تعریف کنید تا به وسیله آن بتوانند الگوی مناسب خود را پیدا کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

.

  • news subscribe aside

    سه شنبه ها ساعت 9 صبح برای شما هم مقالات آموزشی رایگان ارسال کنم؟