راه‌اندازی نسخه اختصاصی دیدار در 2 دقیقه!

قبلا ثبت نام کرده‌‌اید؟

پاک‌سازی بار آلوستاتیکت، تنبلی را غیرممکن می‌کند

زمان خواندن 7 دقیقه

مدیریت استرس

در شرایطی که تحت استرس مزمن هستید چه کار می‌کنید؟ پناهگاه امن شما برای فرار از فشارهای عصبی این روزهایتان چیست؟

ساعت ۱۱ صبح است.

 

از هفت جهت مختلف بمبارانت می‌کنند: اسلک، ایمیل، تماس از طرف رئیست…

didar

کم‌خوابی و بیش‌ازحد کافئین مصرف کرده‌ای. هر وقفه‌ای بیشتر از چیزی که باید، اذیتت می‌کند.

احساس می‌کنی تختی؛ نه کشش داری، نه انگیزه. شروع کردن یک کار ساده، تمام چیزی را که داری از تو می‌گیرد.

 

آشناست؟

 

این ممکن است شبیه خستگی، بی‌انگیزگی یا استرس مزمن به نظر برسد.

اما احتمالاً چیزی کاملاً متفاوت است…

 

پژوهشگران به آن می‌گویند بار آلوستاتیک (Allostatic Load).

 

بار آلوستاتیک چیست؟

اصطلاح «بار آلوستاتیک» که توسط McEwen و Stellar در دانشگاه راکفلر ابداع شد، به «فرسایش تجمعی» بدن در اثر استرس‌های تکرارشونده اشاره دارد؛ هزینه‌ی فیزیولوژیکی سیستم پاسخ به استرس مغز شما که دائماً در حال سازگار شدن با مطالبات زندگی است.

 

اگر این بار مدیریت نشود، انباشته می‌شود. از یک روز به روز بعد سرریز می‌کند، در طول زمان روی هم جمع می‌شود و به‌طور مداوم توانایی عملکرد شما را له می‌کند.

 

بیشترِ ما بار آلوستاتیک خود را به‌صورت سیستماتیک تخلیه نمی‌کنیم.

 

برای یک لحظه به تمرین در باشگاه بدن سازی فکر کنید. اگر بی‌وقفه جلو بازو بزنید و هیچ ریکاوری نداشته باشید، بالاخره به جایی می‌رسید که نمی‌توانید حتی یک فنجان قهوه را از روی میزت بردارید. اما اگر بین جلسه‌ها استراحت درست داشته باشید، عضله قوی‌تر برمی‌گردد.

 

سیستم عصبی شما هم در مواجهه با استرس دقیقاً همین‌طور عمل می‌کند.

 

بار آلوستاتیک

 

هزینه (Cost)

در کوتاه‌مدت، وقتی بار آلوستاتیک بالا می‌رود، بهره‌وری شما آسیب می‌بیند؛ مثل رانندگی با ترمز دستی کشیده.

 

در بلندمدت اثرات بار آلوستاتیک بدتر است:

سلامت رو به زوال، مسیر شغلی کوتاه‌تر و اهداف بزرگی که به‌خاطر محدودیت‌های فیزیولوژیک، غیرممکن می‌شوند.

 

اما بدترین حالیت که ممکن است با آن روربرو شوید، چیست؟

 

دسترسی به حالت فلو.

 

بار آلوستاتیک بالا یکی از سهمگین‌ترین «مسدودکننده‌های فلو» است. وقتی بالا می‌رود، بدن شما در حالت سازگاری با استرس قفل می‌ماند؛ کورتیزول و آدرنالین آزاد می‌کند و تعادل نوروشیمیایی‌ای که فلو نیاز دارد را بر هم می‌زند.

 

فلو به یک «کوکتل» مشخص وابسته است:

دوپامین، نوراپی‌نفرین، اندورفین‌ها، آناندامید، سروتونین.

 

این‌ها تمرکز، خلاقیت و حل مسئله‌ی عمیق را راه می‌اندازند. بار آلوستاتیک سنگین این توالی را می‌رباید و مختل می‌کند.

 

نتیجه روشن است: برای اینکه در اوج عملکرد باشید و به‌طور پیوسته به فلو دسترسی داشته باشید، باید بار آلوستاتیکت را پاک‌سازی کنید؛ ترجیحاً هر روز.

 

ورزشکارِ کارآفرین

این تضاد را در نظر بگیرید: یک ورزشکار حرفه‌ای متوسط، بیشترِ زمانش را صرف تمرین می‌کند و فقط یک بازه زمانی کوتاهی را واقعاً مسابقه می‌دهد؛ نهایتاً چند ساعت در روز.

 

اما کارآفرین معمولی تقریباً هیچ زمانی برای تمرین نمی‌گذارد و مجبور است روزی ۸، ۱۰، ۱۲ ساعت یا بیشتر «به‌درخواست» عملکرد بالا جواب بدهد.

 

ورزشکارها چند ماه «آف‌سیزن» دارند. بیشتر کارآفرین‌ها خوش‌شانس باشند، سالی سه یا چهار هفته تعطیلات دارند.

 

دوره‌ی کاری یک ورزشکار حرفه‌ای متوسط، حدود ۷ سال است؛ اما یک کارآفرین می‌تواند انتظار داشته باشد ۴۰ تا ۵۰ سال کار کند.

 

اینجا یک مشکل اساسی پیش می‌آید: ناتوانی کارآفرین‌ها در تمرین و ریکاوری مثل ورزشکارها، به‌شدت عملکردشان را محدود می‌کند.

 

نخبه‌ترین افراد، خودشان را «ورزشکاران کارآفرین» می‌دانند.

آن‌ها یک چیز حیاتی را به خوبی درک کرده‌اند:

 

تو نمی‌توانی زمان بیشتری تولید کنی. اما می‌توانی انرژی بیشتری تولید کنی. و عملکرد کارآفرینانه محدود به «میزان انرژیِ در دسترس» است.

 

تعداد ساعت‌های روز ثابت است، اما مقدار و کیفیت انرژی در دسترس متغیر است.

 

عملکرد نخبه بر پایه‌ی بسیج ماهرانه‌ی انرژی و رفت‌وبرگشت زیبا بین فشار آوردن و ریکاوری بنا شده است.

 

بار آلوستاتیک

 

نوسان (Oscillation): کلید عملکرد

Jim Loehr و Tony Schwartz در کتاب The Power of Full Engagement از واژه‌ی «نوسان» برای حرکت ریتمیک بین استرس و ریکاوری استفاده می‌کنند.

 

به آخرین باری فکر کن که یک تمرین سنگین داشتی.

ناله می‌کنی، عرق می‌کنی، سوزش را حس می‌کنی. انگار عضله همان‌جا روی کف باشگاه در حال باد کردن و رشد کردن است.

 

اما واقعیت این است که عضله‌سازی واقعی بعداً اتفاق می‌افتد؛ در دوره‌ی ریکاوری.

 

این فرآیند «اَبَر‌جبران» (supercompensation) نام دارد: وقتی با تمرین به عضله فشار وارد می‌کنی، عضله تخریب می‌شود و سپس بعد از یک دوره‌ی ریکاوری، ظرفیت یا قدرت آن افزایش می‌یابد.

 

اما اگر بی‌وقفه و بدون ریکاوری به عضله فشار بیاورید، افزایش عملکردی رخ نمی‌دهد؛ فقط آسیب مزمن ایجاد می‌شود.

 

برعکسش هم درست است: اگر اصلاً به عضله فشار وارد نکنید، تحلیل می‌رود و ضعیف می‌شود.

 

در هر دو حالت، دشمن استرس نیست. دشمن شما، خطی‌بودن (linearity) است.

 

خطی‌بودن یعنی نوسان نکردن بین فشار آوردن و ریکاوری.

 

نوسان کلید عملکرد شما است.

 

همین مدل در محل کار هم صدق می‌کند:

اگر تلاش کنید بدون اختصاص زمان به ریکاوری عملکرد داشته باشید، بالاخره زیر «قانون بازده نزولی» له می‌شوید و حتی یک سطح پایه از عملکرد هم حفظ نمی‌کنید.

 

تلاش برای عملکرد خطی به این شکل، یک فاجعه است. با گذشت زمان، عملکرد به حالت حداکثر خود می‌رسد و بعد افت می‌کند.

 

این همان «فرسودگی شغلی» (burnout) است: معادلِ اصطلاح «تمرین‌زدگی» (overtraining) در بدنسازی است.

 

فرسودگی زمانی رخ می‌دهد که در بازه‌ی زمانیِ کافی، رویکرد خطی به کار داشته باشی؛ یعنی هیچ وقت بار آلوستاتیک انباشته‌شده را پاک‌سازی نکنید.

 

برای همین است که پرکارترین کارآفرین‌ها مثل ورزشکاران رقابتی، تمرین و ریکاوری می‌کنند.

 

برای عملکرد بهینه، باید به‌صورت سیستماتیک «میزان مواجهه با استرس» را از طریق فشار آوردن بالا ببرید و سپس وارد دوره‌های ریکاوری عمیق شوید و از آن دوره‌های «ابر‌جبران‌شده» بیرون بیایید: تازه‌نفس، شارژ و با ظرفیت بیشتر.

 

نکته‌ی کلیدی اینجاست: ریکاوری حدودِ فشار آوردن شما را تعیین می‌کند؛ برای همین به اندازه‌ی خودِ کار مهم است.
 

بار آلوستاتیک

 

ریکاوری در برابر ریلکس‌کردن

اینجاست که اکثر مردم اشتباه می‌کنند. بیشترِ ما «ریلکس‌کردن» را با «ریکاوری» یکی می‌گیریم.

 

بعد از یک روز طاقت‌فرسا، روی کاناپه ولو می‌شوید و سریال محبوبتان را نگاه می‌کنید. شاید حتی یک بسته چیپس یا کمی تخمه هم جلو دستتان گذاشته‌اید!

 

این حسِ ریکاوری می‌دهد، نه؟

 

متأسفانه نه. این فقط «ریلکس‌کردن» است.

 

هرچند ممکن است حس خوبی بدهد، اما ریلکس‌کردن سموم استرس (بار آلوستاتیک) را تخلیه نمی‌کند.

سیستم عصبی پاراسمپاتیک را به کار نمی‌اندازد و قطعاً مواد نوروشیمیایی ارزشمندی را که طی روز مصرف کرده‌اید، جایگزین نمی‌کند.

 

ریلکس‌کردن از نظر ذهنی حس خوبی دارد.

ریکاوری، از نظر عینی سیستم عصبی را بازسازی می‌کند.

 

پس چطور ریکاوری را بهینه کنیم؟

 

در برابر ریلکس‌کردن، «ریکاوری منفعل» وجود دارد.

 

ریکاوری منفعل کاری است که اکثر مردم انجام می‌دهند؛ هرچند خیلی از آدم‌های فوق‌محرکِ تیپ A حتی برای همین هم به خودشان وقت نمی‌دهند.

 

ریکاوری منفعل یعنی یک دوره‌ی بی‌تحرکی. اما متأسفانه برای بیشتر آدم‌ها، شکلش این است: زُل زدن به تلویزیون، خوردن غذای مزخرف و چرب با نوشابه‌های پرقند. ایده‌آل نیست؛ چون می‌تواند بدن و مغز را بیشتر هم تخلیه کند.

 

مطالعات EEG (که فعالیت الکتریکی مغز را اندازه‌گیری می‌کند) نشان داده‌اند که وقتی مثل زامبی جلوی صفحه نمایش می‌نشینیم، بخش‌های عملکردِ بالاترِ مغز مثل نئوکورتکس از مدار خارج می‌شوند، در حالی که قشر بینایی شدیداً تحریک می‌شود.

 

این وضعیت مغز را در یک حالت برزخ‌گونه نگه می‌دارد؛ نه کاملاً آرام است، نه در حال تمرین. بهینه نیست.

 

اما «ریکاوری فعال» برعکس است: شامل فعالیت‌هایی است که به‌طور فعال ترمیم و جوان‌سازی را، هم ذهنی هم جسمی، تقویت می‌کنند.

 

ریکاوری فعال شامل تکنیک‌هایی است که مشخصاً برای این طراحی شده‌اند که:

  • بار آلوستاتیک را کاهش دهند.
  • سیستم عصبی پاراسمپاتیک را فعال کنند.
  • نوروشیمی گران‌قیمت مصرف‌شده در حالت‌های فلو را بازسازی کنند.

 

جزءِ «فعال» باعث می‌شود روند ریکاوری سریع‌تر و بهتر شود؛ شما را خیلی سریع‌تر به خط پایه برمی‌گرداند نسبت به ریکاوری منفعل؛ و حتی از خط پایه هم بالاتر می‌برد: همان اثر ابر‌جبران، با افزایش ظرفیت شما؛ طوری که وقتی دوباره به مصرف انرژی برمی‌گردید، انرژی بیشتری برای خرج کردن دارید.

 

وقتی تحت استرس هستیم، بدن سیستم عصبی سمپاتیک (جنگ یا گریز) را فعال می‌کند و هورمون‌هایی مثل کورتیزول و آدرنالین آزاد می‌کند.

 

این هورمون‌ها کمک می‌کنند تمرکز کنیم و عملکرد داشته باشیم، اما وقتی سطحشان دائماً بالا بماند، آسیب ایجاد می‌کنند.

 

روش‌های ریکاوری، سیستم عصبی پاراسمپاتیک را فعال می‌کنند؛ بار آلوستاتیک را تخلیه می‌کند و اجازه می‌دهد دوباره شارژ شویم . سیستم پاراسمپاتیک، سیستمی است که پاسخ استرس را خنثی و استراحت، گوارش و ریکاوری را تقویت می‌کند.

 

این تعادل یا «نوسان» بین فعالیت سمپاتیک و پاراسمپاتیک، کلید پیشگیری از فرسودگی و بهینه‌سازی عملکرد است.

 

ریکاوری فعال، همان «کلید روشن/خاموش» سیستم عصبی است که بیشتر کارآفرین‌ها آرزویش را دارند، اما هرگز پیدایش نمی‌کنند.

 

ریکاوری فعال آن‌قدر برای فلو مهم است که در واقع مرحله‌ی پایانیِ غیرقابل‌چشم‌پوشیِ چرخه‌ی فلو است؛ چرخه‌ای که شامل: تقلا (struggle)، رهاسازی (release)، فلو (flow) و ریکاوری (recovery) است.

 

بار آلوستاتیک

 

پروتکل‌های ریکاوری فعال

در ادامه مؤثرترین روش‌های ریکاوری فعال را آورده‌ام:

 

1) تمرین‌های تنفسی (Breathwork)

تمرین‌هایی مثل تنفس ۴-۷-۸ و «تنفس جعبه‌ای» سیستم پاراسمپاتیک را تحریک می‌کنند؛ ضربان قلب را کاهش می‌دهند، فشار خون را پایین می‌آورند و عملکرد شناختی را بهتر می‌کنند.

 

2) سرما‌درمانی (Cold Therapy)

مواجهه با سرما تولید نوراپی‌نفرین را تحریک می‌کند؛ هورمون و انتقال‌دهنده‌ی عصبی‌ای که خلق‌وخو، هوشیاری و تمرکز را بهتر می‌کند. همچنین موجب تنگی و گشادشدن رگ‌ها (vasoconstriction و vasodilation) می‌شود که گردش خون و ریکاوری را تقویت می‌کند.

 

3) گرما‌درمانی (Heat Therapy)

جلسه‌های منظم سونا گردش خون را بهتر می‌کند، فشار خون را پایین می‌آورد و از طریق گشادشدن رگ‌ها و آزادسازی پروتئین‌های شوک حرارتی، استرس را کاهش می‌دهد.

 

4) ماساژ / بادی‌ورک (Massage/Bodywork)

بادی‌ورک حرفه‌ای با شکستن چسبندگی‌ها و بافت اسکار، هم‌ترازی فیزیکی را بهبود می‌دهد، گردش خون را بهتر می‌کند و تنش عضلانی را کم می‌کند.

 

5) رهاسازی میوفاشیال (Myofascial Release)

ابزارهایی مثل فوم رولر یا توپ لاکراس با شکستن چسبندگی‌های فاشیا، تنش عضلانی را کاهش می‌دهند و عملکرد عضله را بهتر می‌کنند.

 

6) مدیتیشن (Meditation)

مدیتیشن منظم سطح کورتیزول را پایین می‌آورد، توجه را بهتر می‌کند، علائم اضطراب و افسردگی را کاهش می‌دهد و احساس بهزیستی را تقویت می‌کند.

 

7) HIIT (تمرین تناوبی پُرفشار)

این تمرین باعث ترشح اندورفین می‌شود و نوروزایی (تولید سلول‌های جدید مغزی) را تقویت می‌کند؛ در نتیجه خلق‌وخو و عملکرد شناختی بهتر می‌شود.

 

8) غوطه‌وری در طبیعت (Nature Immersion)

ورزش در دل طبیعت سیستم عصبی را آرام و تسکین می‌دهد. تحقیقات دکتر اندرو هیوبرمن در استنفورد پیشنهاد می‌کند خطوط افقِ پهن (wide horizon lines) اثر آرام‌کننده بر سیستم عصبی دارند.

 

9) تعامل اجتماعی باکیفیت (Quality Social Interaction)

با بهزیستی بهتر، طول عمر بیشتر و کاهش نرخ اضطراب و افسردگی مرتبط است.

 

10) خواب / چرت (Sleep/Napping)

از منظر عصب‌فیزیولوژی، خواب بسیار «فعال» است، اطلاعات را تثبیت می‌کند، فعالیت آمیگدالا را کاهش می‌دهد و عضلات را ترمیم می‌کند.

 

آزمون تشخیصی (Litmus Test)

پس چطور بفهمیم یک پروتکل ریکاوری فعال کار می‌کند؟ و چه چیزی تعیین می‌کند که یک کار «ریکاوری فعال» هست یا نه؟

 

آزمون عینی: یک پروتکل مؤثر ریکاوری فعال، «تنوع ضربان قلب» (HRV) به عنوان شاخص کلیدیِ تعادل استرس و ریکاوری را افزایش می‌دهد.

 

آزمون ذهنی: آن‌قدر ریست عصب‌فیزیولوژیک شدیدی می‌دهد که حس می‌کنید انگار همین الان از یک تعطیلات دو هفته‌ای برگشته‌اید.
 

بار آلوستاتیک

 

ریکاوری بخشی از کار است

اگر عاشق «له کردن» و پرکاری هستید و به توانایی‌تان برای اینکه از بقیه «بیشتر کار کنید» افتخار می‌کنید، این را بدانید:

 

ریکاوری بخشی از کار است.

 

همان‌طور که در تناسب اندام، هم تمرین و هم تغذیه برای نتیجه‌ی مطلوب لازم‌اند، در کار هم، هم فشار آوردن و هم ریکاوری لازم است.

 

جلسه‌ی ریکاوریِ امروز شما، بهترین وضعیت را ایجاد می‌کند تا فردا با بالاترین کیفیت کار کنید.

 

اگر جمعه تا دیر وقت در دفتر با این تصور کار کنید که از رقبا جلو می‌افتید…

طنز ماجرا این است که احتمالاً برعکسش رخ می‌دهد.

 

شما را کسی شکست می‌دهد که جمعه‌ها اجازه می‌دهد سیستم عصبی‌اش «لول‌آپ» شود. چون شنبه صبح با سیستم عصبی برتر نسبت به شما وارد میدان می‌شود.

 

اوج عملکرد با «بیشتر نوسان کردن» به دست می‌آید، نه «بیشتر کار کردن».

 

یعنی ریکاوری سریع‌تر و عمیق‌تر، فشار آوردن سریع‌تر و عمیق‌تر، نوسان سریع.

 

این بدان معنا نیست که سخت کار نکن. اتفاقاً بکن. وحشیانه کار کن. فقط مطمئن شو «شدتِ ریکاوری‌ات» همیشه کمی از «شدتِ کار کردنت» جلوتر باشد.

 

کارِ غریزی این است که ریکاوری را کنار بگذارید تا کار بیشتری انجام بدهید. اما این ضدِ بهره‌وری است.

 

در عوض: هرچه کار بیشتر روی هم تلنبار می‌شود و ددلاین‌ها نزدیک‌تر می‌شوند، باید به همان نسبت بیشتر به ریکاوری فعال تکیه کنید. ریکاوری فعال راهی است که سقف خروجی شما را بالا می‌برد.

 

هرچه کار بیشتری داشته باشید، ریکاوری بیشتری نیاز خواهید داشت.

 

مثل شیر زندگی کن!

وقتی این اصول را بفهمید، شروع می‌کنید مثل یک شیر زندگی کردن.

 

شیر یا با گله می‌خوابد، یا برای شکار طعمه‌اش با تمام توان می‌دود.

 

وقت شکار، سریع انجامش می‌دهد. بعد برمی‌گردد و استراحت می‌کند.

 

تو هم می‌توانی همین‌طور کار کنی:

اسپرینت‌های وحشیانه، بعد ریلکس کردنِ فراوان.

 

وقتی کار را «دوتایی/صفر و یک» کنید، به سیستم عصبی اجازه می‌دهید دوباره کالیبره شود و خروجی شما به سطحی برسد که قبلاً دست‌نیافتنی بوده.

 

این برخلاف چیزی است که زیاد می‌شنوید:

به تو گفته‌اند بیشتر انجام بده و سریع‌تر؛ کلید عملکرد نخبه این است که بتوانی کارهای بیشتری در روز جا بدهی.

 

اما این جواب نمی‌دهد. این «مشغولیت» می‌آورد، نه پیشرفت. نتیجه‌اش حواس‌پرتی، فشار روانی، آشفتگی و دلشوره است؛ رسیدن به آخر روز کاری در حالی که خالی شده‌اید؛ نگاه کردن به عقب و فهمیدن اینکه فقط دو سه ساعت کار واقعی کرده‌اید.

 

این حس واقعاً افتضاح است؛ هدر دادن ساعت‌های عمر روی چیزهای کم‌ارزش و بی‌معنا.

 

با این حال، زندگی خیلی‌ها دقیقاً همین‌طور بلعیده می‌شود.

 

در عوض، ورزشکاران کارآفرین به‌شکل دوتایی کار می‌کنند. آن‌ها تقریباً همیشه در یکی از دو حالت‌اند:

  • یا با ۱۰۰٪ شدت کار می‌کنند، در دنده شش…
  • یا ۱۰۰٪ خاموش‌اند؛ قطع اتصال کرده‌اند، عمیقاً ریکاوری می‌کنند و از زندگی لذت می‌برند.

 

آن‌ها هر چیزی بین این دو را بی‌رحمانه حذف می‌کنند.

 

آن‌ها در ریشه‌کن کردنِ بی‌رحمانه‌ی «منطقه خاکستریِ نیمه‌کار» از زندگی‌شان مماشات ندارند. مثل طاعون از آن دوری می‌کنند.

 

یا کاملاً روشن. یا کاملاً خاموش. همین.

 

با شدت و تمرکز اسپرینت کن انگار زندگیت به آن بستگی دارد، بعد یک خاموشی کامل و استراحت عمیق. آن‌وقت دفعه‌ی بعد که برمی‌گردی برای فشار آوردن، می‌توانی حتی سخت‌تر از قبل فشار بیاوری.
 

بار آلوستاتیک

 

ریتم/کادِنس ریکاوری (The Recovery Cadence)

روال‌های ریکاوری فعال را مثل کارهایتان زمان‌بندی کنید:

 

هر روز: یک ساعت تمرین‌های روزانه مثل مدیتیشن و تنفس‌ورزی

 

هر هفته: یک روز روال‌های هفتگی مثل HIIT و ماساژ

 

هر ماه: یک سم‌زدایی دیجیتال ۳ روزه

 

هر فصل: یک ریست کامل ۱۰ روزه (یک هفته + دو آخر هفته)

 

هر سال: یک تعطیلات کامل دو هفته‌ای برای ریبوت کامل

 

بالا بردن سقف ظرفیت (Raising Your Ceiling)

خروجی نهاییِ اینکه خودتان را مثل یک ورزشکارِ کارآفرین مدیریت کنید، این است که «سطح پایه»‌تان را بالا می‌برید.

 

اگر روز کاری را با سطح پایه‌ی بالاتر شروع کنید، «سقف» بالاتری هم دارید (حد نهایی ظرفیتتان).

 

تا وقتی ریکاوری فعال را وارد زندگی‌تان نکنید، حد و مرزتان ناشناخته می‌ماند: سقف می‌تواند بالاتر و بالاتر برود.

 

نوسان کن، خودت را له نکن.

(Oscillate, don’t grind.)

این مطلب رو دوست داشتید؟

با نرم‌افزار CRM دیدار

بیش‌ از ۳۰۰۰ تیم فروش حرفه‌ای در نهایت سادگی هر روز از دیدار برای فروش بیشتر استفاده می‌کنند.

با نرم‌افزار CRM دیدار فروشتان را 300 درصد افزایش دهید.

ارتباط مستقیم با مشاورین فروش دیدار

ارتباط مستقیم با مشاورین فروش دیدار
پیام در واتسپ
من هانیه موسی‌زاده هستم، از تیم مشاورین فروش دیدار
شماره تلفن: 021-43000114 داخلی 131

با نرم‌افزار CRM دیدار فروشتان را 300 درصد افزایش دهید.

ارتباط مستقیم با مشاورین فروش دیدار

ارتباط مستقیم با مشاورین فروش دیدار
پیام در واتسپ
من ایمان بوستان هستم، از تیم مشاورین فروش دیدار
شماره تلفن: 021-43000114 داخلی 136

با نرم‌افزار CRM دیدار فروشتان را 300 درصد افزایش دهید.

ارتباط مستقیم با مشاورین فروش دیدار

ارتباط مستقیم با مشاورین فروش دیدار
پیام در واتسپ
من میلاد فخرآبادی هستم، از تیم مشاورین فروش دیدار
شماره تلفن: 021-43000114 داخلی 151

با نرم‌افزار CRM دیدار فروشتان را 300 درصد افزایش دهید.

ارتباط مستقیم با مشاورین فروش دیدار

ارتباط مستقیم با مشاورین فروش دیدار
پیام در واتسپ
من شبنم چاووشی هستم، از تیم مشاورین فروش دیدار
شماره تلفن: 021-43000114 داخلی 128