زمان خواندن 4 دقیقه
اجایل (Agile) یک متد جدید برای مدیریت پروژه و توسعه نرمافزار است که روی بهبود مستمر و ارزشهای مهم تمرکز میکند.
بعد از صحبت درمورد چابکی سازمان و اسکرام، حالا نوبت به اجایل میرسد!
تلفظ صحیح این کلمه «اَجایل» و معادل انگلیسی آن «Agile» است. ترجیح میدهم بدون هیچ مقدمه و حرف اضافهای برویم سراغ معرفی اجایل تا بدانیم این کلمهی عجیب و غریب، چیست و بعد تصمیم بگیریم که با آن چه کار کنیم!
واژهی «اجایل» در لغت به معنی «چابک» است. اجایل توانایی پاسخدهی به تغییرات است. اجایل راهی برای مقابله با تردیدها در یک محیط نامطمئن و آشفته است که در نهایت منجر به موفقیت فرد میشود.
اجایل یک طرز تفکر ساده و مفید است که کمک میکند به آسانی بفهمید در چه محیطی قرار دارید، نقاط مبهم پیش رویتان را شناسایی کنید و بتوانید کشف کنید که چگونه میتوانید از آن شرایط خارج شوید.
اجایل به ما آموزش میدهد هنگام کار در برابر تغییرات مقاومت نکنیم، جسور باشیم، ارتباط برقرار کنیم و سعی کنیم واقعیتها و نیازمندیهای مشتری را در طول پروژه ببینیم و در تصمیمگیریهایمان آنها را نیز لحاظ کنیم.
نکته: مفهوم اجایل به صورت تخصصی برای مدیریت پروژه، برنامهریزی و توسعه نرمافزار استفاده میشود که در ادامه به آن می پردازیم.
اگر در زمینه مدیریت پروژه و یا توسعه نرمافزار فعالیت کرده باشید، به احتمال زیاد با عباراتی همچون: مدیریت پروژه چابک، توسعه نرمافزاری چابک، کنترل پروژه اجایل، برنامهریزی چابک و امثال آنها مواجه شدهاید. اجایل هم همان چابک است و ما اینجا هستیم تا همه چیز درباره مدیریت پروژه اجایل را به شما بگوییم.
همانطور که پیشتر نیز اشاره شد، Agile یک طرز تفکر است و با هدف پیشرفتهای جزئی کار میکند. این تفکر چابک (Agile thinking) از 4 ارزش و 12 اصل تشکیل شده است. پس برای اینکه بتوانیم مدیریت پروژهی چابک یا اجایل را یاد بگیریم و پروژههایمان را به روش چابک مدیریت کنیم، باید ابتدا این اصول و ارزشها را بدانیم. فکر میکنم الآن بهترین زمان برای رو کردن ارزشها و اصول اجایل است!
مانیفست اجایل سندی است که روی چهار ارزش و 12 اصل توسعه نرمافزار اجایل تمرکز میکند. مانیفست اجایل در سال 2001 توسط 17 توسعه دهنده نرمافزار منتشر شد که برای فرآیندهای خطیتر توسعه محصول به جایگزینی نیاز داشتند.

به زبان ساده ارزشهای اجایل میخواهند به ما بگویند که خواهر و برادر گرامی کمی راحتتر بگیر! آنقدر نچسب به ابزارها، فرایندها و قوانین و قراردادهای نوشته شدهی روی کاغذ! اگر لازم بود در طول پروژه هم به نیازها و خواستههای مشتری گوش کن و آنها را لحاظ کن. ما انسان هستیم و از طریق تعامل با یکدگیر ارتباط برقرار میکنیم، پس برای تعاملات انسانی ارزش قائل باش. هر جا لازم است تغییر کنی و روش کاریات را تغییر دهی، این کار را انجام بده تا شکست نخوری، چون تنها چیز ثابت در دنیا تغییر است! ارزشهای اجایل ما را دعوت میکنند که کار ارزشمند انجام دهیم و محصول یا خدمات باکیفیتی ارائه کنیم که در نهایت برای مشتری قابل لمس و به درد بخور باشد.
برای اجرا و پیادهسازی 4 ارزش اجایل، 12 اصل معرفی شدهاند تا با در نظر گرفتن آنها جلو بروید:
بالاترین اولویت اجایل جلب رضایت مشتری از طریق تحویل زودهنگام و مستمر نرمافزارهای ارزشمند است.
از تغییرِ نیازمندیها استقبال کنید، حتی در اواخر توسعه. فرآیندهای چابک، تغییر را برای مزیت رقابتی مشتری مهار میکنند.
نرمافزار قابل اجرا (working Software) را به طور مکرر، از چند هفته تا چند ماه، با اولویت در بازههای زمانی کوتاهتر، تحویل دهید.
افراد تجاری و توسعهدهندگان باید روزانه در طول پروژه با یکدیگر همکاری و تعامل کنند. هیچکس با تنها کار کردن به موفقیت نمیرسد.
پروژهها را حول افراد با انگیزه بسازید. محیط و حمایتی را که نیاز دارند به آنها بدهید و برای انجام کار به آنها اعتماد کنید. (این آپشن واقعا فوق العادهاس! اینطور نیست؟!)

کارآمدترین و مؤثرترین روش انتقال اطلاعات به تیم توسعه و درون آن، گفتوگوی رو در رو است. (میفرمایند که فیس تو فیس، نفس تو نفس و چشم تو چشم صحبت کنید تا موثر واقع بشه!)
این نرمافزار معیار اولیه پیشرفت است.
فرآیندهای چابک توسعهی پایدار را ترویج میکنند. حامیان مالی، توسعه دهندگان و کاربران باید بتوانند به طور نامحدود یک سرعت ثابت را حفظ کنند.
توجه مداوم به برتری فنی و طراحی خوب، چابکی را افزایش میدهد.
سادگی ضروری است. سادگی یعنی هنر به حداکثر رساندن کارهای انجام نشده! (زیبا نیست؟!)
بهترین معماریها، نیازمندیها و طرحها از تیمهای خودسازمانده به وجود میآیند. (تیمهای خودسازمانده تیمهایی هستند که آزادی، اختیار، مسئولیت و انعطاف بیشتری در فعالیتهایشان دارند.)
در فواصل زمانی منظم، تیم در مورد چگونگی موثرتر شدن فکر میکند، سپس رفتار خود را بر اساس آن هماهنگ و تنظیم میکند.

در متدهای اجایل ویژگیهای با ارزش بالا با چرخههای کوتاه و سریعتر از چرخههای طولانیتر در فرآیندهای کلاسیک «آبشار» توسعه یافته و ارائه میشوند. مشتریان متوجه میشوند که فروشنده بیشتر به درخواستهای توسعه پاسخ میدهد.
فروشندگان با تمرکز تلاش توسعه بر روی ویژگیهای با ارزش بالا، هدر رفت را کاهش میدهند و به دلیل کاهش هزینه سربار و افزایش کارایی، زمان عرضه به بازار را نسبت به فرآیندهای آبشاری کاهش خواهند داد. بهبود رضایت مشتری باعث حفظ مشتری بیشتر و ارجاع به مشتراین جدید توسط مشتریان قدیمی می شود.
اعضای تیم از کار توسعه لذت میبرند و دوست دارند کارشان مورد استفاده و ارزش گذاری قرار گیرد. با کاهش کارهای غیرمولد (به عنوان مثال، نوشتن مشخصات یا سایر مصنوعاتی که هیچ کس از آنها استفاده نمیکند) و دادن زمان بیشتری به آنها برای انجام کاری که از آن لذت میبرند، باعث رضایت بیشتر اعضای تیم توسعه میشود. اعضای تیم همچنین میدانند که کار آنها ارزشمند است، زیرا مواردی انتخاب میشود که به مشتری ارزش ارائه بدهد و نه فقط یک محصول.
مدیران محصول، که معمولاً نقش مالک محصول را ایفا میکنند، در واقع مسئول جلب رضایت مشتریان هستند. به این ترتیب که باید مطمئن شوند کار توسعه محصول همسو با نیاز مشتری است. از سوی دیگر با ارائه فرصتهای جدید برای اولویتبندی مجدد کار و اطمینان از ارائه حداکثر ارزش، این همسویی را آسانتر میکند.
برای مدیران پروژه و کسانی که نقش اسکرام مستر را به عهده دارند، برنامه ریزی و پیگیری در مقایسه با فرآیندهای آبشار (سنتی) آسانتر و دقیقتر است. تمرکز بر ردیابی در سطح کار، استفاده از نمودارهای کار باقیمانده (Burndown) برای نمایش پیشرفت روزانه و جلسات روزانه، به مدیر پروژه آگاهی فوق العاده ای در مورد وضعیت پروژه در هر زمانی میدهد. این آگاهی برای نظارت بر پروژه و رسیدگی سریع به مسائل، لازم است.
اجایل به صورت روزانه امکان بررسی وضعیت یک پروژه توسعه محصول را برای همه اعضای تیم فراهم می کند. ذینفعان خارجی، مانند مدیران سطح C و پرسنل در دفتر مدیریت پروژه، میتوانند از این قابلیت برای برنامه ریزی موثرتر استفاده و استراتژیهای خود را بر اساس اطلاعات فشردهتر تنظیم کنند و کمتر نیاز به استفاده از قوه تخیل و حدسشان داشته باشند.
آیا اجایل همیشه بهترین انتخاب است؟ نه لزوما. در اینجا به برخی از مهمترین معایب چارچوب اجایل اشاره کرده و توضیح میدهیم که چطور پروژهها را تحت تاثیر قرار میدهند.
|
معایب |
تاثیر |
| حوزه و موعد زمانی نامشخص | به سختی میتوان موعدهای زمانی و هزینهها را پیش بینی کرد |
| دخالت زیاد ذینفعان | موجب میشود فرآیند تصمیم گیری سخت و خسته کننده شود |
| ریسک از دست دادن جزئیات | مستندات کمتر منجر به از دست رفتن اطلاعات میشود |
| مقیاس گذاری سخت برای تیمهای بزرگ | پیچیده شدن هماهنگیها |
| نیازمند نظم و انضباط تیمی | خودمدیریت تیمها ممکن است با تمرکز کافی انجام نشود و نیازمند نظارت بیشتر باشد |
اجایل یک روش چابک برای مدیریت پروژه و توسعه محصول است که به تیمها اجازه میدهد بهجای دنبال کردن یک برنامه طولانی و ثابت، به صورت تدریجی و تکراری کار کنند، بازخورد مشتری را سریع دریافت کنند و به تغییرات به سرعت واکنش نشان دهند.
در این روش، پروژه به بخشهای کوچک تقسیم میشود، تیمهای خودسازمانده و متشکل از افراد با مهارتهای مکمل با هم همکاری نزدیک دارند، و تمرکز اصلی بر تحویل ارزش واقعی به مشتری، اولویتبندی نیازهای مهم و بهبود مستمر فرآیندهاست. اجایل به تیمها کمک میکند که انعطافپذیر، پاسخگو و کارآمد باشند، کیفیت محصول را بالا ببرند و زمان عرضه به بازار را کاهش دهند.
چرخهی Sprint یکی از مفاهیم کلیدی در متدولوژی اجایل، بهویژه در فریمورک اسکرام است و به یک بازهی زمانی مشخص گفته میشود که در آن تیم توسعه باید مجموعهای از وظایف یا ویژگیهای محصول را تکمیل و تحویل دهد. هر Sprint معمولاً بین یک تا چهار هفته طول میکشد و شامل مراحل برنامهریزی، انجام کار، بازبینی و بازخورد گرفتن است.
در طول این چرخه، تیم بر روی اهداف کوچک و قابل اندازهگیری تمرکز میکند تا ارزش واقعی برای مشتری ایجاد شود و در پایان هر Sprint، نتیجهی کار به صورت یک محصول قابل استفاده یا یک خروجی قابل ارزیابی ارائه میشود. پس هدف Sprint، تقسیم پروژه بزرگ به بخشهای کوچک و قابل مدیریت، تسهیل بازخورد سریع و بهبود مستمر تیم و محصول است.
در متدولوژی اسکرام که بخشی از چارچوب اجایل است، نقشها بهوضوح تعریف شدهاند تا تیم بتواند بهطور مؤثر همکاری کند و ارزش واقعی برای مشتری ایجاد شود:
تیمی خودسازمانده است که شامل افرادی با مهارتهای مختلف برای طراحی، توسعه و تحویل محصول میشود. اعضای تیم مسئول هستند تا کارها را برنامهریزی کنند، وظایف را انجام دهند و خروجی باکیفیت ارائه دهند. همکاری نزدیک و پاسخگویی جمعی از ویژگیهای اصلی این تیم است.
این فرد نماینده مشتری و ذینفعان است و مسئول تعریف اولویتها و نیازمندیهای محصول است. مالک محصول تصمیم میگیرد چه ویژگیهایی باید در محصول وجود داشته باشد و ترتیب انجام آنها چگونه باشد تا حداکثر ارزش برای مشتری ایجاد شود.
نقش تسهیلگر و پشتیبان تیم است. Scrum Master مطمئن میشود که تیم اسکرام به اصول و فرآیندهای اجایل پایبند باشد، موانع پیشرفت تیم را شناسایی و رفع میکند و همکاری مؤثر بین تیم و سایر ذینفعان را تسهیل میکند.
تیمها برنامه ریزی اجایل یا چابک را انتخاب میکنند تا بتوانند به سرعت به تغییرات بازار یا بازخورد مشتریان پاسخ دهند بدون اینکه به برنامهریزیهای طولانی مدت آسیب بزنند. برنامه ریزی و اقدام با تغییرات کوچک و مکرر به تیم شما اجازه میدهد تا در مورد هر تغییر بازخورد بگیرید و با حداقل هزینه این بازخوردها را در برنامهریزیهای خودتان به کار ببندید.
اما این فقط یک بازی با اعداد نیست. ما داریم درباره افراد صحبت میکنیم. تعاملات انسانی واقعی مهمتر از فرآیندهای سفت و سخت هستند. همکاری با مشتریان و هم تیمیها مهمتر از ترتیبات از پیش تعریف شده است و ارائه یک راه حل کارآمد برای مشکل مشتری مهمتر از ثبت مستندات دقیق است.
وقتی برای یک تیم اجایل چشم انداز تعریف میکنید، بین آنها اتحاد ایجاد میشود. سپس تیم برای عملی کردن این چشم انداز، بهترین عملکرد خودش را به نمایش میگذارد. هر تیم استانداردهای خود را برای کیفیت، قابلیت استفاده و کامل بودن دارد. تعریف آنها از کار انجام شده نشان میدهد که با چه سرعتی کار را انجام میدهند. اگرچه در ابتدا میتواند برای مدیران کمی ترسناک باشد، اما رهبران شرکت متوجه خواهند شد که وقتی به یک تیم چابک اعتماد می کنند، آن تیم احساس مالکیت بیشتری میکند و برای خیلی بهتر انتظارات مدیریت را برآورده میکنند.
برای اینکه بفهمیم اجایل واقعاً درست اجرا میشود یا نه، باید هم خروجی را بسنجیم هم رفتار تیم را. KPIهای اجایل معمولاً در چند دسته اصلی قرار میگیرند:
KPIهای سرعت به تیم و سازمان نشان میدهند که چه مقدار کار ارزشمند در یک بازه زمانی مشخص تحویل داده شده است. Velocity یا سرعت تیم، مقدار کار تحویلی در هر اسپرینت را اندازه میگیرد و به تیم کمک میکند برنامهریزی واقعگرایانهتری داشته باشد.
Lead Time و Cycle Time نیز مدت زمان لازم برای تکمیل کار از مرحله درخواست تا تحویل را اندازهگیری میکنند. این شاخصها به تیم کمک میکنند فرآیند تحویل سریعتر و روانتر شود و زمان پاسخ به نیاز مشتری کاهش یابد.
کیفیت یکی از مهمترین شاخصها در اجرای اجایل است، زیرا سرعت بدون کیفیت به شکست محصول منجر میشود. Defect Rate تعداد باگها یا مشکلات در نرمافزار را نشان میدهد، در حالی که Defect Leakage مشخص میکند چه تعداد خطا بعد از تحویل به مشتری رسیده است.
با پیگیری این شاخصها، تیم میتواند فرآیندهای تست و توسعه خود را بهبود دهد، از تحویل محصول بیکیفیت جلوگیری کند و اطمینان حاصل کند که ارزش واقعی به مشتری منتقل میشود.
KPIهای ارزش کسبوکار تمرکز تیم را از صرفاً تکمیل کار به تحویل ارزش واقعی برای مشتری معطوف میکنند. Business Value Delivered نشان میدهد که هر اسپرینت چه مقدار ارزش به محصول اضافه کرده است و Customer Satisfaction (CSAT / NPS) رضایت مشتری از خروجیها را اندازهگیری میکند. همچنین Feature Usage Rate مشخص میکند که قابلیتهای ارائه شده توسط مشتری بهطور واقعی استفاده میشوند یا خیر.
در اجایل، پیشبینیپذیری به تیم و ذینفعان کمک میکند برنامهریزی واقعگرایانهتری داشته باشند و از شگفتیهای منفی جلوگیری شود. Sprint Commitment Reliability درصد تعهدات انجام شده توسط تیم در هر اسپرینت را اندازه میگیرد و نشان میدهد تیم چقدر میتواند به برنامهریزی خود پایبند باشد. Release Predictability نیز تطابق زمان تحویل واقعی با زمانبندی برنامهریزیشده را مشخص میکند.
تیمهای اجایل برای عملکرد موفق نیازمند انگیزه، رضایت و هماهنگی داخلی هستند. KPIهایی مانند Team Happiness / Engagement سطح رضایت و مشارکت اعضای تیم را اندازه میگیرند و به رهبران نشان میدهند تیم چقدر انرژی و تمرکز دارد. Team Stability میزان جابهجایی اعضا را نشان میدهد و حفظ انسجام تیم را ارزیابی میکند. همچنین Meeting Effectiveness بهرهوری جلسات روزانه و بازنگریها را میسنجد تا اطمینان حاصل شود که زمان تیم صرف بحثهای بیفایده نمیشود.
بهبود مستمر اساس فلسفه اجایل است و KPIهای آن نشان میدهند تیم تا چه حد در مسیر یادگیری و پیشرفت است. Action Item Completion درصد اقدامهای بهبودی شناسایی شده در جلسات بازنگری (Retrospective) را میسنجد و میزان تعهد تیم به اصلاح فرآیندها را نشان میدهد. Process Change Impact نیز اثر تغییرات اعمالشده در فرآیندها روی سرعت، کیفیت یا رضایت مشتری را اندازهگیری میکند.
قبل از تولد روش چابک، اکثر پروژهها به روشهای سنتی مثل روش آبشاری (Waterfall) مدیریت میشدند. اما این روشها، اشکالات زیادی داشتند. از جمله اینکه تمام مراحل در یکدیگر جریان دارند، تغییر استراتژیها سخت است و میتواند ادامه نقشه راه پروژه را مختل کنند.
در مدیریت پروژه به روش آبشاری همهی نیازمندیهای مشتری قبل از شروع پروژه تعیین میشد و محصول بر اساس قراردادی از پیش تعیینشده ساخته میشد. بزرگترین محدودیت روش آبشاری عدم امکان تغییر نیازمندیها و خواستههای مشتری در حین انجام پروژه بود.
بنابراین استفاده از روش آبشاری اغلب باعث ایجاد یک محصول بیکیفیت، کم ارزش، و غیرقابلاستفاده برای مشتری میشد و حتی خیلی اوقات پروژه را قبل از اتمام ساخت محصول با شکست مواجه میکرد. بنابراین نیاز به یک روش توسعه سازگار با نیازمندیهای بهروز مشتری و انعطافپذیر به شدت احساس میشد. سرانجام در سال 2001 روش توسعه چابک توسط عدهای از توسعهدهندگان نرم افزار پیشنهاد شد.
در اینجا به چند نمونه از مهمترین فریمورکهای چابک یا اجایل اشاره میکنیم که به اعضای تیم کمک میکنند با استفاده از آنها پروژه را با همکاری یکدیگر جلو ببرند.
همانطور که در مقالهی اسکرام هم گفتیم، تفاوت اجایل و اسکرام این است که اجایل بیشتر شبیه به یک طرز تفکر است و اسکرام شبیه به عملیاتی برای پیادهسازی آن تفکر. به زبان ساده اسکرام یک جلسهی روزانه است که اعضای تیم هر روز قبل از شروع فعالیت در آن شرکت میکنند و از برنامههای انجام شده و آنی میگویند با مقایسهی این فعالیتها بازدهی و سرعت کارها به صورت قابل توجهی افزایش پیدا میکند. یکی دیگر از مزایای استفاده از اسکرام افزایش و بهبود ارتباط بین اعضای تیم است.
کانبان هم مانند اسکرام یک فریمورک توسعه چابک است. کانبان به زبان ساده یک بورد یا تابلو است که به صورت تصویری مشخص میکند چه کاری، در چه زمانی توسط اعضای تیم انجام شود. در واقع برای هر عنوان یک ستون در نظر گرفته میشود و در آن ستون آیتمهای مربوط به آن عنوان نوشته میشود. کانبان یک تابلوی منحصر به فرد نیست و هر تیم میتواند به مرور زمان با توجه به نیازمندیها و تجربیات خود، بورد شخصیاش را ایجاد کند.

روش برنامه نویسی مفرط یا XP یک فریمورک جایل است که معمولا در توسعه نرم افزار استفاده میشود و ارزشهایی را نشان میدهد که به تیمتان اجازه میدهند به طور موثر با هم کار کنند.
پنج ارزش روش XP عبارت است از:
شبیه فریمورک اسکرام، اینجا هم تکرار و انتشار منظم وجود دارد، اما رویکرد XP بیشتر فنی است. اگر تیم توسعه شما نیاز به انتشار و پاسخگویی سریع به درخواستهای مشتری داشته باشد، XP روی «نحوه» انجام آن تمرکز میکند.
فریمورک کریستال (Crystal) یکی از متدولوژیهای توسعه نرمافزار اجایل است که توسط آلیستر کوبرن (Alistair Cockburn)، یکی از بنیانگذاران مانیفست اجایل، طراحی شده است. این فریمورک نسبت به سایر متدهای اجایل مانند اسکرام یا کانبان انعطافپذیرتر و «مردممحورتر» است.
از جمله ویژگیهای این روش میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
زمانی که یک تیم کوچک و پروژه با ریسک کم در اختیار دارید، استفاده از روش کریستال عالی است. اما در پروژههای بزرگ و پیچیده، به نسخههای پیشرفتهتر نیاز دارید.
چند باور اشتباه رایج درباره اجایل وجود دارد که باعث سوءتفاهم و اجرای نادرست آن میشود:
برخی تصور میکنند اجایل یعنی بدون برنامه و برنامهریزی کار کردن، در حالی که اجایل بر برنامهریزی کوتاهمدت، مستمر و انعطافپذیر تأکید دارد و به جای برنامههای طولانی و سختگیرانه، به تیم امکان میدهد سریع به تغییرات واکنش نشان دهد.
در حالی که اجایل از مدیریت پروژه و توسعه نرمافزار شروع شده، امروزه در بازاریابی، منابع انسانی، فروش و حتی مدیریت عمومی پروژهها هم قابل استفاده است و مفاهیم چابکی را به هر تیمی که نیاز به انعطاف و سرعت دارد، منتقل میکند.
برخی فکر میکنند چون مستندات کمتر و انعطاف بیشتر است، هر کاری میتوان انجام داد. در واقع، اجایل شامل اصول، ارزشها و چارچوبهای مشخص است که نظم و هماهنگی تیم را تضمین میکند.
بعضی تصور میکنند اجایل باعث میشود کیفیت قربانی سرعت شود. در حالی که اجایل کیفیت را در طول مسیر و با بازخورد مستمر حفظ و حتی افزایش میدهد و تمرکز بر تحویل ارزش واقعی به مشتری است.
بسیاری فکر میکنند کافی است چارچوبی مثل اسکرام یا کانبان را اجرا کنند و تیم چابک میشود، در حالی که اجایل یک طرز تفکر و فرهنگ سازمانی است که همکاری، انعطاف، یادگیری مستمر و احترام به افراد را در اولویت قرار میدهد.
خب رسیدیم به پایان مطلب و بحث ما در مورد اجایل و توسعه چابک به اتمام رسید. اگر این محتوا برای شما مناسب بود باید به شما بگویم که به دنیای چابک خوش آمدید! دنیای تیمهای سریع، جسور، کارآمد و ارزشمند! به نظرم بهتر است بعد از خواندن این مطلب، دو سوال زیر را از خود بپرسید و در مورد آنها تأمل کنید:
اجایل چیست؟
اجایل یک طرز تفکر ساده و مفید است که کمک میکند در کمترین زمان و با حداقل هزینه، یک خروجی باارزش داشته باشیم.
اصول اجایل چیست؟
در این مقاله به 12 اصل اجایل اشاره کردیم، از جمله شکستن موانع بین افراد، جلب رضایت مشتریان، برقراری ارتباط حضوری و داشتن یک سرعت ثابت.
چهار ارزش اصلی اجایل کداماند؟
افراد و تعاملات بیش از فرایندها و ابزارها، نرمافزار قابل اجرا بیش از مستندات جامع، مشارکت مشتری بیش از قراردادهای کاری و پاسخ به تغییرات بیش از پیروی از برنامههای ثابت.
